تبليغاتX
کافه سیب

نمی‌دونم وظیفه تفسیر مطالب وبلاگم با منه یا نه. ولی انگار مطلب قبلی خیلی ذهن بازدید کننده‌ها رو مشغول کرده. شاید این آخرین توضیحی باشه که تو وبلاگ می‌ذارم:

همه شما فیلم مرد نامرئی رو دیدین یا شاید داستانش رو خوندین. مرد نامرئی فقط وقتی لباس می‌پوشه دیده می‌شه و وقتی برهنه هست نه. فکر کنم نتیجه گرفته باشین که دختر نامرئی هم فقط وقتی لباس پوشیده دیده می‌شه. و نکته دیگه اینه که زیبایی فقط به چهره نیست، بلکه همه بدن انسان باید زیبا باشه و این زیبایی برای دختر نامرئی فقط از رو لباس قابل تشخیص هست. همین.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 10:4 توسط سیب |

برهنه شو

مبادا چشم ِ نامحرم

زیباییت را ببیند

Invisible Girl

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 10:5 توسط سیب |

این مطلب رو به بهانه سیزدهمین پست شماره‌دار وبلاگم (که شماره‌اش با موضوعش یکی است) نوشته بودم ولی منتشر نکرده بودم که الان به خاطر کامنت پائیززاد ارسال می‌کنم.

سیزده عدد نحسی نیست ولی نمی‌دانم چرا نافش را با زندگی من بریده‌اند. باور نمی‌کنید؟ ببینید:

من متولد 30/1/1363 هستم. اگر نگاهی به تاریخ تولد من بیندازید دو بار عدد 13 را می‌بینید. اگر ارقام سال تولد من را هم با هم جمع کنید می‌شود 13. سال 1381 وارد دانشگاه شدم که مجموع ارقام آن نیز 13 است. دو رقم آخرشماره دانشجویی من (ردیف من در کلاس) 13 است. (نکته: مجموع ارقام شماره دانشجویی من 14 است که برای رد گم کنی است.) معدل کل من پس از 8 ترم تحصیل 13 ممیز صفر صفر بود (سیزده تمام). شماره دانشجویی صمیمی ترین دوستم که دانشجوی 82 است و اتفاقی با هم دوست شدیم 13 است. شاید باور نکنید ولی معدل کل دوستم تا همان ترم که ترم ششمش بود 13 شد. تاریخ تولد بهناز 11/2/1363 است که مجموع ارقام سال تولد و نیز مجموع روز و ماه تولدش 13 است. اگر از روز تولد من (30/1/1363) تا روز تولد بهناز (11/2/1363) بشمارید می‌شود 13. بهناز اسم مستعاری است که بر وزن اسم خودم (بهنام) انتخاب کرده‌ام، ولی اگر مجموع ارقامش را به ابجد حساب کنید می‌شود 65 که اگر بر تعدادحروفش (5) تقسیم کنید می‌شود 13. و بسیاری چیزهای دیگر که یا من نمی‌دانم یا نیست!

+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 9:49 توسط سیب |